بحثی در "ف" نداشتن زبان بلوچی
ادبی نوشت
تاریخ انتشار : يکشنبه ۱۵ تير ۱۳۹۳ ساعت ۱۳:۵۵
وبلاگ
بلوچستان نوشت :زبان بلوچی یکی از کهنترین و اصیلترین زبانهای ایرانی است. این زبان بسیار کهنهتر از زبان فارسی کنونی است. بسیاری از عناصر زبان پهلوی، زبان ایرانیان قبل از اسلام، در زبان بلوچی موجود است؛ یعنی واژگان و ترکیباتی که زمانی ایرانیان بدان تکلم میکردهاند، هنوز هم در زبان بلوچی وجود دارد. هر زبانی ویژگیهایی دارد و گاه واژگانی خاص به خود. مثلاً در زبان فارسی"پ، چ، ژ، گ" مخصوص فارسی هستند و در عربی موجود نیستند. محمد جواد مشکور در مقدمۀ کتاب "دستورنامه" خویش هشت حرف را مخصوص عربی میداند:ح، ع، ط، ظ، ث،ص، ض، ق.
بنابراین"ق" در اساس خویش، حرفی بیگانه است که بلوچها به جای آن از "ک" استفاده میکنند.
یکی از کتب کهن و بازمانده از قبل اسلام، کارنامۀ اردشیر پاپکان است. به نمونۀ زیر که از این کتاب انتخاب شده دقت کنید:
"دهان موبد موبدان را کنون پر از یاکوت و دینار و مروارید شاهوار گوهر کنند". در این عبارت به جای "یاقوت"، "یاکوت" گفته شده است.
اما اینکه در زبان بلوچی"ف" وجود ندارد و بسیاریها از روی دانش کم و آگاهی اندک، لطیفهها و به قول امروزین آن، جوکها درست کردهاند که بلوچها "ف" را نمیدانند و به جای آن "پ" میگویند!
برادران عزیز، همین"فارسی" نیز خودش در گذشته"پارسی" بوده است. تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل!
یکی از وب نویسان انتقاد داشت که چرا اسمهای "اسپراين، پسا، پرگان، پارو و پالونک" را به"اسفراين، فسا، فورجان، فاروق و فالونک" تبدیل کردهاند. پس مشخص است عمق فاجعۀ تبدیل"پ" به" ف" خیلی وسیع تر از این حرفهاست! البته بنده منکر و منتقد تغییر نیستم. در هر زبانی تغییراتی رخ میدهد، مانند بحث اعلالات عربی. اما انتقادم به منتقدین زبان بلوچی است که از عوام هستند و به این"پ" ما پیله شدهاند.
اما در پاسخ منتقدین عزیز:
اولاً اینکه "پ" مخصوص فارسی است و "ف" مشترک بین فارسی و عربی و انتخاب"پ" ارجح.
ثانیاً اگر به متون گذشتۀ ما بنگرید خواهید دید شاعران نیز به جای"ف" از "پ" استفاده میکردهاند و در واقع اکثر"ف"های ما در گذشته"پ" بوده است و از زبان فارسی میانه به بعد این تطور رخ داده است و گاه نیز تحت تأثیر عربی:
پلپل به جای فلفل: تو گویی پلپل سوده به کف داشت پراکند از کف اندر دیده پلپل(منوچهری دامغانی دورۀ غزنوی)
واژۀ "روسپی" در اصل "رو سپید" معنی میدهد یعنی کسی که با اعمال زشت خود، خود را روسفید یعنی روسیاه کرده است و نوعی کنایۀ متضاد است. این واژه خود نشان میدهد که "سفید" نیز در گذشته "سپید" بوده است.
این بحث"پ" سوال بسیاری از دوستان و دانش آموزان بنده بوده که لازم دیدم "حرفی از این هزاران اندر عبارت آرم".